بسم الله الرحمن الرحیم
سکوت و اینکه نمیفهمم معناها را.
سکوتی که در قبال دیدن کلمات عبد را در هم شکست.
شکستم از این نفهمی ها.که یعنی چه؟.که اصلا ((یعنی چه))، از کجای دل لک خورده در دل شلوغیه کلمات سر بلند میکند و عبد را به تماشا وا می دارد.
خدایا بنده ات در مسیر گمراهی ها ،بر سر دو راهی ها،از روی همین نفهمی ها وامانده است.چه کنم؟
دلم شکسته و این حالت مرا به اضطرار درآورده که فقط ،تو میتوانی مرا از شلوغیه این کلمات به کمال نامنتهی برسانی.
فقط تویی که باران رحمتت را بر دل های ما ارزانی میکنی.
و در این میان .خوشا بحال آنانکه چترهای خود را بستند تا نعمت تو ببارد در خرابه های دلها شان.
آنانکه خوب می دانند این باران نعمتی است که ما را به سوار شدن بر کشتی نوح (ع)می خواند،و زمین را برای این دلها مسخر میکند تا بر سر این دو راهی ها نشکنیم.
و عبد چه می فهمد ((الحمدلله)) را.
که اگر میفهمید دگر زانوان او توانایی کشاندنش را نداشت و و تمام قاعده های او بر هم میریخت ،زیرا که فقط تو رب العالمینی.
نمیدانم ،ولی تو را با همین نفهمی ها دوست دارم.
و فقط تو را دوست دارم. و بگذار که فقط برای تو باشم.
این متن ساعت 00.50 ماه مبارک رمضان 1394 بعد از بحث سوره در پایگاه در خانه نوشته شد.
درباره این سایت